تبليغاتX
دوست دارم هوارتا !!!
اگح طنحا شدی 1 صری بح ما بذن

فاصله ها

وحشت از عشق که نه.....ترس ما فاصله هاست

               وحشت از قصه که نه...ترس ما خاتمه هاست

                         ترس بیهوده نداریم....صحبت از خاطره هاست

                                           صحبت از کشتن نا خواسته ی عاطفه هاست

کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست       

                            گله ای نیست...مقصر: "دل دیوانه ی ماست"

نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388 ساعت 2:14 قبل از ظهر توسط آرمان |

باهام بمون

روز با همه روشنی هاش  پیش دلم کم  میاره

نمی ذارم  هیچ  مشکلی  برای  اون غم  بیاره

اخه بگو ،خودت  بگو ،  چرا شدی همه   کسم؟

برام شدی یه مرهم  و یه همدم و هم  نفسم؟

خوبی  و   مهربونیتو ، به   همه  دنیا   نمی دم

یه وقت کسی چشم نزنه،اینوبه هیچکس نمیگم

فدای   مهربونیات   ناز   منو   چند    می خری ؟

گل   قشنگم  این  دل  و داری  کجاها  می بری؟

یک لحظه صبرکن و ببین چی حک شده روی دلم

عشق  اهورایی  توست ، مرهم  درد  و مشکلم

جونم  برات  بگه  که  تو ، عزیزترینی  واسه  من

تو بهترینی  واسه ی  قلب  و  دل و احساس من

قسم به قلب  پاک تو ، همیشه  می مونم  برات

می شم  فدای  چشماتو  فدای  اون  طرز  نگات

دلم خجالت   میکشه  بهت  بگه: باهام  بمون...

خواهش  و التماسمو  از توی  چشم  من  بخون

نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388 ساعت 2:12 قبل از ظهر توسط آرمان |

رمضان

سلام

 

حلول ماه رمضان را به شما دوستان عزیز تبریک می گویم

                                                                         التماس دعا

نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388 ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط آرمان

دنیا . . . .. . . . . . .

من دیگه خسته شدم

   بس که چشام بارونی

از دلم تا کی فضای غصه رو مهمونی

من دیگه بسه برام

تحمل این همه غم

قصد جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

وقتی فایده ای نداره

غصه خوردن واسه چی

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388 ساعت 8:31 بعد از ظهر توسط آرمان |

دوست

میگی گل بهترین دوستم است..... میچینیش

میگی باران بهترین دوستم است...... از آن میگریزی

میگی بلبل بهترین دوست است...... در قفس میبندیش

پس من چطور نترسم     و

باور کنم وقتی منو بهترین دوستت حساب می کنی!!!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 تیر1388 ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط آرمان |

وای باران . . .

 

و ای باران...

 وای باران!    

    بر من ببار و خیسم کن از پاکی نگاهت...

        با توام...!

صدایم را می‌شنوی

    یا که در پهنای هیاهوی سکوت خود گم گشته‌ای؟!
                    

 بر من ببار و آلودگی‌های جانم را از من بگسلان...

   ای باران...

ای که زلالی را در پرتو قلب آسمانی خود جای دادی...

ای که چشمان بی‌قرارت را بارها ازشکوه‌ی دوری‌اش بارانی کردی...

ای که دل پر مهرت را از غم‌هایش زدودی...

نوشته شده در چهارشنبه 24 تیر1388 ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط آرمان |

عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟


Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

 No! Therefore I cannot love you
 نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them,
therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم


True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
 این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه

نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388 ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط آرمان |

عشق 8

۱ سئوال دارم ؟ ؟ ؟

کی میدونه تاریخ ۸/۸/۱۳۸۸ چه روزیه ؟

باعث افتخار من یکی که هست.

من عاشق شماره هشتم. شما چطور ؟

نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388 ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط آرمان |

دلتنگ شدی

وقتی دلتنگ شدی

به یاد بیارکسی روکه خیلی دوست داره

وقتی ناامید شدی

به یاد بیارکسی روکه تنهاامیدش تویی

وقتی پراز سکوت شدی

به یاد بیارکسی روکه به صدات محتاجه

وقتی دلت خواست ازغصه بشکنه

به یاد بیارکسی روکه توی دلت یه کلبه ساخته

نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388 ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط آرمان |

عشق

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست 

 عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

عشق يعني مهر بي چون و چرا

 عشق يعني كوشش بي ادعا

عشق يعني مهر بي اما اگر

عشق يعني رفتن با پاي سر

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست

عشق يعني جان من قربان اوست .

عشق يعني خواندن از چشمان او

حرفهاي دل بدون گفتگو

عشق يعني عاشق بي زحمتي

 عشق يعني بوسه بي شهوتي

عشق ، يار مهربان زندگي

بادبان و نردبان زندگي

نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت 0:43 قبل از ظهر توسط آرمان |